محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1583

مرآة البلدان ( فارسى )

فرمايند كه قابل و مستعد و صادق و معتمد باشد . لهذا شاه مبرور اين منصب و خدمت را منحصر به امانت و صداقت اعتماد السلطنه دانسته ، محض حفظ وجود مسعود ، خدمت خوانسالارى به او مفوض گشت . پس از قراردادها و دستورالعملهاى ملوكانه از آذربايجان تشريف‌فرماى طهران گرديدند و به مقر سلطنت رسيدند و تاج‌وتخت را زينت بخشيدند . درآن وقت اعتماد السلطنه از مراحم سلطانى به لقب خانى سرافرازى حاصل نمود و به علاوهء حكومت كاشان ، بلوكات و وجوهات دارالخلافهء طهران را نيز به عوض مخارج كارخانهء مباركه به او مفوض فرمودند و همان اوقات آقا حسين به حكومت كاشان رفت . چندى بعد از خدمت نظارت معاف شد و با نواب ستر كبرى والدهء شاه مرحوم به مكهء معظمه شرفيابى حاصل نموده و در مراجعت از آنجا در آذربايجان سر بر آستان نواب مستطاب وليعهد گردون مهد ناصر الدين ميرزا نهاد و در ركاب مهد عليا به دارالخلافه آمده شرفياب حضور همايون گرديده به مراحم خسروانى سرافراز شد . تا اين‌كه شاهنشاه مبرور از اين دوران درگذشت و از آفتاب وجود مسعود اعليحضرت قدر قدرت شاهنشاه جم‌جاه گيتى - پناه ناصر الدين شاه خلد الله ملكه و سلطانه مملكت ايران ضياءافزا گشت و نظر به ايام فترت ، امور گيلان و رشت منجر به بىنظمى گشت . نواب عليهء عاليه مهد عليا طاب الله ثراها - كه درآن وقت به رتق‌وفتق امور مملكت مىپرداختند - اعتماد السلطنه را به‌جهت حكومت و انتظام آن ولايات مأمور فرمودند . به اندك زمانى امور آنجا را به رشتهء انتظام كشانيده و ماليات را به وصول رسانيده پس از تشريف‌فرمائى موكب مسعود به مقر سلطنت با انجام خدمت از گيلان مراجعت كرده شرفيابى حاصل نمود و به مراحم خسروانى سرافراز آمده و تا آن زمان مسمى به حاجى على خان بود . از عنايات شاهانه به لقب جليل حاجب الدولگى مفتخر و ممتاز گرديد و فراشخانهء مباركه و سرايدارخانه و خيام‌خانه و مهمانخانه و معمارخانه و باغات و خالصه‌جاتى كه در او عمارات و ابنيهء دولتى بود سپرده به او گشت . امور تشريفات سفراى دول خارجه و محصلى وجوهاتى كه سال به سال به خزانه اندرون برده مىشد و عمارات و بساتين دولتى جميع ممالك محروسه و حكومت خوار نيز به او واگذار شد . در تشريف‌فرمائى موكب همايون به اصفهان ، در دارالسلطنهء قزوين حكم حكومت اردو و اردو